ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )
29
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )
از كسانى كه در بيعت رضوان شركت كرده بوديم در جنگ صفين همراه على عليه السلام بوديم كه از جمع ما شصت و سه نفر كشته شدند و عمار بن ياسر در زمره ايشان بود . ابو عمر مى گويد : از خالد بن وليد نقل شده است كه پيامبر فرمودهاند « هر كس عمار را دشمن بدارد و با او كينهتوزى كند ، خدايش او را دشمن مى دارد » ، خالد مى گفته است من از آن روز همواره او را دوست مى دارم . ابو عمر مى گويد : از على بن ابى طالب عليه السلام روايت شده كه مى گفته است : روزى عمار آمد و براى شرفيابى به حضور پيامبر اجازه خواست پيامبر ( ص ) كه صداى او را شناخته بود فرمود « خوشامد و آفرين بر پاكيزهيى كه خويشتن را پاكيزه مى دارد - يعنى عمار - اجازه دهيدش » . ابو عمر مى گويد : انس از پيامبر ( ص ) روايت مىكند كه فرموده است « بهشت مشتاق چهار تن است على و عمار و سلمان و بلال » . سپس مى گويد : فضاياى عمار براستى بسيار است كه آوردن آن سخن را به درازا مى كشاند . گويد : اعمش ، از ابو عبد الرحمن سلمى نقل مىكند كه مى گفته است : همراه على عليه السلام در جنگ صفين شركت كرديم ، عمار بن ياسر را ديدم كه به هيچ وادى و جانبى حركت نمى كرد مگر اينكه اصحاب محمد ( ص ) در پى او حركت مى كردند ، گويى او براى ايشان نشانهيى بود و خودم از او شنيدم كه در آن روز به هاشم بن عتبه مى گفت اى هاشم پيش برو كه بهشت زير درخشش شمشير است و اين بيت را مى خواند . « امروز ياران را كه محمد و حزب اويند ديدار مى كنم » به خدا سوگند . اگر ما را شكست دهند و به نخلستانهاى هجر عقب برانند باز هم مى دانيم كه ما بر حق هستيم و ايشان بر باطل اند . و سپس اين ابيات را خواند : « ما شما را در مورد تنزيل قرآن فرو كوفتيم و امروز در مورد تأويل آن بر شما ضربه مى زنيم . . . » گويد : من ياران محمد ( ص ) را نديده بودم كه در هيچ جا آن چنان كشته شوند . گويد : ابو مسعود بدرى و گروهى كه هنگام احتضار حذيفة حضور داشتند